العلامة المجلسي ( مترجم : محمد باقر كمره اى )
51
بحار الأنوار ( ج 64 ) ( اخلاق اسلامى ) ( فارسى )
و سودى ندارد . و بدانش ترسان شوند از مرگ : و كيفر خدا در سراى ديگر چنانچه خدا فرموده : جز اين نيست كه ميترسند از خدا دانشمندان ( 28 - فاطر ) با مرگ دنيا پايان گيرد كه چاره ندارد و دنيا از دست ميرود و نشايد خردمند تنها بدان دل بندد و به دنيا آخرت بدست آيد زيرا ميدان مسابقه آخرتست و جاى آماده شدن و بدست آوردن توشه براى معاد ، يا مقصود از دنيا مال و جاه آنست كه مىشود آدمى آن را صرف در كسب سعادت آخرت كند . . . غاوى و گمراه آنكه كار مايه زيان و نوميدى كند ، يعنى در رستاخيز بهشت به پرهيزكاران نزديك شود تا در آن در آيند و بدان مژده گيرند و پرده از دوزخ بردارند براى گمراهان كه خدا فرموده : و نزديك شود بهشت به پرهيزكاران و آشكار شده دوزخ بر گمراهان ( 90 و 91 - الشعراء ) . . . 27 - نوادر راوندى : بسندش تا رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلم كه مؤمن چون درختى باشد كه برگش در زمستان و تابستان نريزد ، گفتند . يا رسول اللَّه آن كدام درخت است ؟ فرمود : نخل خرما . 28 - امالى طوسى ( ج 2 ص 242 ) : بسندى تا پيغمبر : كه روز رستاخيز خدا يك بنده خود را سرزنش كند كه چه تو را باز داشت كه من بيمار شدم و مرا عيادت نكردى ؟ گويد : منزهى ، منزهى تو پروردگار بندههائى نه دردگيرى و نه بيمارى ، فرمايد : برادر مؤمنت بيمار شد و او را عيادت نكردى ، بعزت و جلالم سوگند اگرش عيادت كرده بودى مرا در بر او يافتى و من نيازهايت را كفايت ميكردم و همه را بر مىآوردم براى احترام بنده مؤمنم و من بخشنده و مهربانم . گويم بسندش از ابو هريره مانندش آمده و سيراب كردن مؤمن و خوراندن به او را هم بر آن افزوده . بيان : مرا نزد او يافتى ، مقصود رحمت يا دانش خداست و سخن بر سبيل مجاز